نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .
دوشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۹ ق.ظ

روز اول استاجری

امروز روز اول بیمارستانمون بود . ساعت ۸ تا ۹ مورنینگ داشتیم. حالا مورنینگ چیه ؟ همون کلمه ی اجنبی morning هستش که انترنا و رزیدنتا میان و یک بیمار رو معرفی میکنن و در مورد روند درمان و بیماریش کنفرانس میدن مثلا میگن بیمار مردی ۵۰ ساله ست که با اسپاسم عضلانی مراجعه کرده و ... . بعد استادا و اتندای محترم میان سوال پیچ میکنن طرفو ... من جلسه اولم بودو نشسته بودیم گوش میدادیم اما باور کنین هوچی از حرفاشون نمیفهمیدم .دو سال دیگم من باید برم اون بالا کنفرانس بدم. همی حالا استرسش گرفتوم. خیلی جَوِّش پزشکی بود نامروت . 

بعدش رفتیم راند یعنی دنبال استاد راه می افتادیم سر تخت مریضا و استاد هم معاینه میکرد و شرح حال میگرفت و درباره بیمار و کارهایی که باید انجام بدیم بهمون توضیح داد. از ساعت ۹ تاااا ۱۲ سر پا بودیم .یه چیزی حدود سه ساعت رو پاهامون لودیم خیلی حسته کننده بود اما مطالبی میگفت خیلی کاربردی و مفید بودش. الان که فکر میکنم تااازه وارد رشته پزشکی شدیم. به نظرم این دانش آموزا رو که میبرن برای بازدید و دانشگاه علوم پزشکی و یه دو تا جسد نشونشون میدن. بجاش بیارنشون سر همین مورنینگ و راند ها تا واقعا مزه ی رشته ی پزشکی رو بچشن ، تا حسااب کار بیاد دستشون . 

امروز روز ثبت نام ترمکام بود😂 مبااارکات، با اینکه امسال هیچی گیرمون نیومد متاسفانه  حالا حداقل پارسال یه شاخه گل برداشتیم.اما در کل چرا این دانشگاه ها اینقد خسیس شدن؟:/




نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .

نون و کچلوک
نویسندگان

روز اول استاجری

دوشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۹ ق.ظ

امروز روز اول بیمارستانمون بود . ساعت ۸ تا ۹ مورنینگ داشتیم. حالا مورنینگ چیه ؟ همون کلمه ی اجنبی morning هستش که انترنا و رزیدنتا میان و یک بیمار رو معرفی میکنن و در مورد روند درمان و بیماریش کنفرانس میدن مثلا میگن بیمار مردی ۵۰ ساله ست که با اسپاسم عضلانی مراجعه کرده و ... . بعد استادا و اتندای محترم میان سوال پیچ میکنن طرفو ... من جلسه اولم بودو نشسته بودیم گوش میدادیم اما باور کنین هوچی از حرفاشون نمیفهمیدم .دو سال دیگم من باید برم اون بالا کنفرانس بدم. همی حالا استرسش گرفتوم. خیلی جَوِّش پزشکی بود نامروت . 

بعدش رفتیم راند یعنی دنبال استاد راه می افتادیم سر تخت مریضا و استاد هم معاینه میکرد و شرح حال میگرفت و درباره بیمار و کارهایی که باید انجام بدیم بهمون توضیح داد. از ساعت ۹ تاااا ۱۲ سر پا بودیم .یه چیزی حدود سه ساعت رو پاهامون لودیم خیلی حسته کننده بود اما مطالبی میگفت خیلی کاربردی و مفید بودش. الان که فکر میکنم تااازه وارد رشته پزشکی شدیم. به نظرم این دانش آموزا رو که میبرن برای بازدید و دانشگاه علوم پزشکی و یه دو تا جسد نشونشون میدن. بجاش بیارنشون سر همین مورنینگ و راند ها تا واقعا مزه ی رشته ی پزشکی رو بچشن ، تا حسااب کار بیاد دستشون . 

امروز روز ثبت نام ترمکام بود😂 مبااارکات، با اینکه امسال هیچی گیرمون نیومد متاسفانه  حالا حداقل پارسال یه شاخه گل برداشتیم.اما در کل چرا این دانشگاه ها اینقد خسیس شدن؟:/


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۲

نظرات  (۳)

ب مبارکی آقای دکتر 
پاسخ:
خیلی ممنون:))
۰۲ مهر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ آقاگل ‌‌
خدایی فقط همین مورنینگ تو متنت اجنبی بود؟ نصف کلماتش نیاز به دیکشنری داره دکتر :)))
.
کلیله دمنه رو داری می‌خونی؟ (برزویه طبیب :) )
پاسخ:
😂😋
اسم باحالیه نه؟ شخصیت واقعیه ایران باستانه. همینجوری شانسی پیداش کردم😎😋😋🙂
۰۳ مهر ۹۷ ، ۰۱:۲۲ آقاگل ‌‌
فکر کردم کلیله و دمنه خوندی اونجا دیدی اسمش رو :)
خب کلیله و دمنه هم بخون. گردآورندۀ کلیله و دمنه هست نامبرده.
پاسخ:
عاره اما یکی از اطبای حاذق دنیای قدیم هم بوده،کنارش اینو هم ترجمه کرده به زبان پهلوی🤔😅😅😅

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.