نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .
پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۰ ق.ظ

با یک روز خوابیدن متفکر شدم

فقط احساس خستگی میکنم . توی مغزم پر شده از احساس و خاطره .پرشده از آدما و حرفا و یه دنیای شلوغ.بعضی موقع ها میترسم . میترسم این تنهایی ها و حبس کردن خودم کاری دستم بده . بعضی موقع ها مثل دیوانه ها حرکت و شکلک در می آرم و میزنم زیر آواز . حتی شده که روزی چند بار با خودم حرف بزنم . افرادی رو دیدم واقعا به من گفتن دیوانه اما فکر میکردم شوخی بوده . اصلا چه اهمیتی داره که اونا چی میگن . بعد همونان که تست و آزمایش میگیرن میگن سالم عقلی . اما خودم میدونم که دیوانم . بعضی مواقع به یک سری از افرادی فکر میکنم که تو زندگیم باهاشون برخورد داشتم . برام لذت بخشه که فکر کنم .خیلی دوست داشتم داستان زندگی تمونشون رو میدونستم . این داستانا گاهی خیلی مهیج و زیبا هستن و گاهی هم اشک آدمو در میارن اما شده به خودمم فکر کنم ولی هیچ صحنه و کاری رو نبینم که ارزش افتخار داشته باشه . شاید کارای کوچیک و خرد . اما هر موفقیتی که به دست اوردم یجورایی فکر میکنم برای به دست اوردنشون تلاش نکردم ،برام بی ارزش میشن . این زندگی آروم رو دوست دارم اما از طرفی ازش متنفرم . شدم یه ادم دوگانه .هم قرمزو میخوام و هم آبی رو . هم رپ گوش میدم هم پاپ و کلاسیک رو . هم تنهایی رو دوست دارم و هم دور همی و شلوغ بازی رو ...فقط باید حس و حالش باشه . یکبار میخواستم دلقک باشم ،گفتم اینجوری مردم شاد میشن اما بجاش منو مسخره میکنن . دل مردم رو شاد میکنم اما تو رو بخاطر دلقک بودنت طرد میکنن ،میشی ضد جامعه . دیدم وقتی بجایی رسیدم یکسری طردم کردن . هو کردن .و هر سال مراسم هو کردن برگزار میکنن به خاطر یاد بود هو کردنم. یک سریا میگن به نداشته ها فکر نکن دنبال داشته هات باش . بدبختی از اونجای ی شروع میشه که من بخوام همه رو داشته باشم.دریا و کویر و جنگل و کوهستان .عاشق همه هستم اما بد بختی بدبختی های من به اینجا ختم نمیشه به اونجایی میرسه که در این مورد خدا قوه ی اختیار رو در این مورد قرار داد به این صورت شد که افراد به انتخاب خودشون از یکسری خوششون اومد و از یکسری متنفر شدن . دلیل هم نامشخص یا احساسات کذایی نسبت به همنوع . توی این مواقع دادگاهی هم تشکیل نمیشه که چرا متنفر هستی . یک امر دل بخواهی هست .



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .

نون و کچلوک
نویسندگان

با یک روز خوابیدن متفکر شدم

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۰ ق.ظ

فقط احساس خستگی میکنم . توی مغزم پر شده از احساس و خاطره .پرشده از آدما و حرفا و یه دنیای شلوغ.بعضی موقع ها میترسم . میترسم این تنهایی ها و حبس کردن خودم کاری دستم بده . بعضی موقع ها مثل دیوانه ها حرکت و شکلک در می آرم و میزنم زیر آواز . حتی شده که روزی چند بار با خودم حرف بزنم . افرادی رو دیدم واقعا به من گفتن دیوانه اما فکر میکردم شوخی بوده . اصلا چه اهمیتی داره که اونا چی میگن . بعد همونان که تست و آزمایش میگیرن میگن سالم عقلی . اما خودم میدونم که دیوانم . بعضی مواقع به یک سری از افرادی فکر میکنم که تو زندگیم باهاشون برخورد داشتم . برام لذت بخشه که فکر کنم .خیلی دوست داشتم داستان زندگی تمونشون رو میدونستم . این داستانا گاهی خیلی مهیج و زیبا هستن و گاهی هم اشک آدمو در میارن اما شده به خودمم فکر کنم ولی هیچ صحنه و کاری رو نبینم که ارزش افتخار داشته باشه . شاید کارای کوچیک و خرد . اما هر موفقیتی که به دست اوردم یجورایی فکر میکنم برای به دست اوردنشون تلاش نکردم ،برام بی ارزش میشن . این زندگی آروم رو دوست دارم اما از طرفی ازش متنفرم . شدم یه ادم دوگانه .هم قرمزو میخوام و هم آبی رو . هم رپ گوش میدم هم پاپ و کلاسیک رو . هم تنهایی رو دوست دارم و هم دور همی و شلوغ بازی رو ...فقط باید حس و حالش باشه . یکبار میخواستم دلقک باشم ،گفتم اینجوری مردم شاد میشن اما بجاش منو مسخره میکنن . دل مردم رو شاد میکنم اما تو رو بخاطر دلقک بودنت طرد میکنن ،میشی ضد جامعه . دیدم وقتی بجایی رسیدم یکسری طردم کردن . هو کردن .و هر سال مراسم هو کردن برگزار میکنن به خاطر یاد بود هو کردنم. یک سریا میگن به نداشته ها فکر نکن دنبال داشته هات باش . بدبختی از اونجای ی شروع میشه که من بخوام همه رو داشته باشم.دریا و کویر و جنگل و کوهستان .عاشق همه هستم اما بد بختی بدبختی های من به اینجا ختم نمیشه به اونجایی میرسه که در این مورد خدا قوه ی اختیار رو در این مورد قرار داد به این صورت شد که افراد به انتخاب خودشون از یکسری خوششون اومد و از یکسری متنفر شدن . دلیل هم نامشخص یا احساسات کذایی نسبت به همنوع . توی این مواقع دادگاهی هم تشکیل نمیشه که چرا متنفر هستی . یک امر دل بخواهی هست .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۵

نظرات  (۱)

چیزایی که نوشتید برام جالب بود
پاسخ:
🌹

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی