نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .

نون و کچلوک
طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
بادبادک باز اثری از خالد حسینی . یادمه کتابشو به پیشنهاد دوستم خریدم . کتابی که میشد چهار پنج روزه خوندش ، دو سه هفته طول کشید . بعد هر بار خوندنش میرفتم تو فکر . اوایل طوری بود که از شخصیت اول یعنی امیر خیلی متنفر شدم . حالم بهم میخورد .اتفاقاتی که می افتاد تو داستان مربوط به کشور افغانستان بود  و یجورایی داشت بخشی از اوضاع افغانستان و افغان ها رو به  تصویر میکشید. داستان درباره امیر و حسن بود و دو دوست صمیمی که با هم بزرگ میشن و اسم داستان هم بخاطر مسابقه تیه که هر سال توی کابل برگزار میشه .طی یکی از مسابقه های بادبادک یک اتفاق باعث دوری اونها از هم میشه و امیر خودش رو مقصر این جدایی از حسن میدونه . سالها میگذره و سعی در جبران این جدایی داره ....
از من بپرسی میگم اصلا نمیخواست جبران کنه بلکه مجبور میشه ، شخصیت امیر اونقدر ترسو و پرمدعا و ضعیف هست که نگو . شخصیت حال به هم زنی داره در کل . بر عکس حسن که شچاع ست اما یه شخصیتیه که تو سری خوره یعنی یه رمان خوندم که ارباب و نوکری بود . نوکر حسن و ارباب امیر بود . و هیچ وقتم جابجا نشد . تا اینکه آخر داستان  اتفاقی افتاد و رابطه ای بین حسن و امیر کشف شد که واقعا شگفت زده میشه آدم .  اما یک خوبی ای داشت این رمان فهمیدم دو جماعت تو افغانستان هستن بنام هزاره ای و پشتون . هزاره ای ها شیعه هستن و اقلیت رو تشکیل میدن و در عین حال بدبخت ترین و تو سرخورترین افغانها هستن ،حسن هزاره ای بود . اونها اغلب رعیت هستن . تو قتل عام مزارشریف توسط طالبان همه اهالی مزارشریف هزاره ای بودن . اما پشتونها سنی هستن ک بزرگترین دشمن اونان. افغانستان قبل از تهاجم شوروی وضعیت خیلی بهتری داشت . و با حمله ی طالبان کل افغانها بدلیل رفتن روس ها جشن گرفتند و ورود طالبان رو تبریک گفتن اما خبر نداشتن که وضعیتشون حتی از قبل هم بدتر میشه . 
در کنار اینکه رمان زیبایی بود اطلاعات جامعه شناسی خوبی هم داره .
همین چند روز پیش فیلمشو هم دیدم، the kite runner . خییییلی بد بود ، خیلی جاهاشو تو فیلم نگفته بود . مثل یه سانسور بود . اولین بارم بود که بعد از خوندن کتابی فیلمشو هم ببینم . دیگه این کارو نمیکنم . کتاب از هر چیزی بهتره . حدود دو ساعت فیلم بود اما مثل یه خلاصه ی مزخرفی از کتاب بود . فیلم به دو زبان فارسی دره و انگلیسی بود . چندتا نکته جالب از فیلم بگم که بدون زیرنویس هم میشه فیلم رو دید ، مکالمه هاشون اغلب فارسیه ، یکی از بازیگرای اصلی فیلم که میشه پدر امیر ایرانیه(همایون ارشادی) . یکی از بازیگرا که نقش فرید رو بازی میکرد خیلی شبیه اون سرباز فرانسوی یا شایدم الجزایری تو فیلم اول کاپیتان آمریکا بود . نویسنده رمان در بخشپی از فیلم بازی کرده . اون آخرای فیلم که همه تو پارک هستن . دکتری که با همسر امیر صحبت میکنه خود خود نویسنده کتابه :)) اولش دو به شک بودم تو ویکیپدیا شکم برطرف شد. 
در آخر اینکه فیلمشو نبینین کتابش قشنگتره .

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۱۳
چند روز پیش قرعه کشی شد که ساکن چه بخشی از بیمارستان بشیم . هر بخشی مدت زمانی برای خودش داره مثلا بخش داخلی سه ماه ،جراحی چهار ماه ،رادیولوژی یکماه و الی آخر . گروه ما اینطور که میگن با خوب قرعه ای افتاده . از  مهر میریم به سراغ اولین بخش و اولین تجربه بیمارستان و مریض و بالین و اینجور حرفا بنام بخش محترم و جذاب و سخت و دهن سرویس کن(به قولی) "داخلی" . اینقدر که از محاسن بخش داخلی برامون تعریف کردن تو  ۱۴ سال دبیرای معارف برامون از کتاباشون نگفتن . امیدوارم این صحبتا دید منو به بخش داخلی اصلا عوض نکنه و آخرشم بدبخت شیم(بیفتم) . میگن اگه میخوای کسی رو اینجا نفرین کنی باید بگی ایشالا سروکارت با بخش داخلی بیفته یا مثلا بگی ایشالا به حق پَنشتَن داخلی رو بیفتی . این ازون نفریناست که شیطون هم جرئت نداره به زبون بیاره .اینجور بگم که آدم بره تو آفریقا ابولا بگیره بمیره اما اینجا داخلی نیفته .
 گفتم معارف یه خبر خوشحال کننده برای خودم اینکه تا آخر تحصیل پزشکیم درسی معارف یا چیزی که مربوط به معارف باشه نداریم متاسفانه و منن چقدرررر ناراحتم:)) امپراطوری خاندان معارف از اینجا به بعد برچیده شد و رفففت 
۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۴۴

بعضی رابطه های دوستی هست که بدون دلیل تیره شده . منظورم از بدون دلیل یعنی هیچ دعوا یا بدگویی یا رفتاری که موجب توهین بشه صورت نگرفته . فقط تیره است . تنها یک دلیل داره که من بهش میگم دلیل درونی یا ذاتی ، یعنی اصلا دست خود آدم نیست ، شاید با گذشت و صبر حل بشه اما شایدم نشدنی باشه ، توی پزشکی وقتی دلیل رفتاری در بدن رو پیدا نمیکنیم بهش میگیم ایدیوپاتیک . درست بعضی از همین روابط تار و تیره ایدیوپاتیک اند یعنی من خودم علت مشخصی و معلومی براش پیدا نکردم . 

ممکنه دوستانی از دوران ابتدایی تا الان داشته باشی و بعد این همه مدت دور هم جمع شده باشید ولی احساس بی مهری و دشمنی کنید؟ یا احساس کنید یک حالت تنفر درون بعضی هاشون باشه؟ 

خیلی دوست دارم بدونم علت دشمنی با کسی که همین قبل دانشگاهش کم رو ترین و منزوی ترین فرد توی مدرسه بود چیه!؟

اگه رفتارشون مستقیم بود جرئت این رو داشتم که علت رو بپرسم. به قولی زیر پوستی یه رفتارهایی میکنن که من متوجه بشم . 

میترسم اگر هم بپرسم با حالتی تمسخر جواب بدن نمونه ای که حداقل توی پسرا باب شده بخاطر همین یاد گرفتم که بیان احساسات در جمعی پسرونه اصلا روش درستی نیست . 


*****       برداشت شما چیه؟    *****

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۷

۷ سال پزشکی

۲ سال طرح یا سربازی

۴ تا ۶ سال تخصص

۲ سال طرح تخصص

(چند سال دوره فوق و طرحش هم میشه حساب کرد)

هیچ رشته دانشگاهی نداریم که ۱۵ سال درس بخونی و تازه روی خط شروع قرار داشته باشی. هرکس هم بگه آینده کاری تضمین شده دروغ گفته.

تو این مسیر فقط "علاقه‌"س که تورو زنده نگه میداره


# پی نوشت: اینو از کانال تلگرامی "پُست کشیک" گرفتم.عینه حقیقته

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۳۴